آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٣ - فصل دوم در بعضى از آداب قلبيهء استقبال است
غلبه نمايد و آنها را از خود بى خود نمايد و خوف و خشيت قلوب آنها را ذوب نمايد ، و قصور ذاتى خود و استشعار به ذلت و عجز خويش آنها را از هر چيز باز دارد .
و في الحديث عن موسى بن جعفر عليهما السلام ، قال : قال امير المؤمنين عليه السلام : انّ للَّه عبادا كسرت قلوبهم خشيته ، فاسكتتهم عن المنطق . . . الحديث [١] و براى اولياى كمّل حق تعالى گاه به تجلَّى لطفى تجلَّى فرمايد ، و عشق و جذبهء حبّيّه رهنمون آنها گردد ، چنانچه در حديث است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم انتظار وقت نماز را مىكشيدند و عشق و شوقشان اشتداد پيدا مىكرد و به بلال مؤذّن مىفرمودند : ارحنا يا بلال . [٢] و گاه به تجلَّى عظمت و سلطنت تجلَّى فرمايد ، و خوف و خشيت در آنها حاصل آيد ، چنانچه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و از ائمهء هدى عليهم السلام حالات خوفيّه منقول است . و گاه به تجلَّى جمعى احدى تجلَّى فرمايد به حسب طاقت قلوب و بزرگى وعاء آن . و ما محجوبان مشتغل به دنيا و محبوسان به سجن طبيعت و زنجيرهاى شهوات و آرزوها و محرومان از سعادات عقليّهء الهيّه ، كه سكر طبيعت ما را تا صبح ازل به خود نياورد و از خواب گران بر نينگيزاند ، از حساب اين تقسيمات خارج و از نطاق اين بيان مستثنى هستيم .
پس ، براى ما آداب حضور طور ديگرى است و قيام به وظايف قلبيه به شكل ديگر . ولى مقدم بر همه چيز آن است كه يأس از روح اللَّه و قنوط از رحمت اللَّه را ، كه از جنود بزرگ ابليس و از القائات شياطين انسى و جنّى است ، از قلب بيرون كنيم ، و گمان نكنيم كه اين مقاماتى است به قامت اشخاص خاصى بريده شده و دست آمال ما از آن كوتاه و پاى سير بشر از آن راجل است ، پس
[١] - « خدا را بندگانى است كه خوف او دلهايشان را شكسته و از گفتار بازشان داشته . » بحار الانوار ، ج ٧٥ ، ص ٣٠٩ ، « كتاب الرّوضة » ، باب ٢٥ ، حديث ١ . از تحف العقول . .
[٢] - پاورقى ١٨٢ . .