آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٨ - فصل دوم در بعضى از آداب قلبيهء استقبال است
نيست جز ذات مقدّس كامل على الاطلاق كه آن ذات مقدّس كمالى است بى نقص ، و جمالى است بى عيب ، و فعليّتى است بى شوب ، قوّه و خيريّتى است بى اختلاط به شرّيّت ، و نورى است بى شوب ظلمت . و در تمام دار تحقّقّ هر چه كمال و جمال و خير و عزّت و عظمت و نوريّت و فعليّت و سعادت يافت شود ، از نور جمال آن ذات مقدّس است ، و احدى را در كمال ذاتى با آن ذات مقدّس شركت نيست ، و موجودى را جمال و كمال و نور و بهاء نيست جز به جمال و كمال و نور و بهاى آن ذات مقدّس . بالجمله ، جلوهء نور جمال مقدّس او عالم را نورانى فرموده و حيات و علم و قدرت بخشوده ، و الا همهء دار تحقق در ظلمت عدم و كمون نيستى و بطون بطلان بودند ، بلكه كسى كه به نور معرفت دلش روشن باشد ، جز نور جمال جميل همه چيز را باطل و ناچيز و معدوم داند ازلا و ابدا . در حديث است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله چون اين شعر لبيد را استماع فرمود كه < شعر > ألا كلّ شيء ما خلا اللَّه باطل و كلّ نعيم لا محالة زائل [١] < / شعر > فرمود : « اين شعر راستترين شعرها است كه عرب گفته . » [٢] و چون به قلب خود فهماندى بطلان همهء دار تحقّق و كمال ذات مقدس را ، در توجّه قلب به قبلهء حقيقى و عشق به جمال جميل على الاطلاق و تنفّر از جميع دار تحقّق جز جلوهء ذات مقدّس محتاج به اعمال رويّه نيست ، بلكه خود فطرة اللَّه انسان را دعوت جبلَّى فطرى به آن مىنمايد و وَجّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالارْض ٣٠ : ٣٠ [٣] لسان ذات و قلب و حال انسان شود ، و انّى لا احِبُّ الآفِلين ٦ : ٧٦ [٤] لسان فطرى انسان گردد .
پس اى فقير ، بدان كه عالم به وجههء سوائيّت زائل و داثر و فانى و باطل
[١] - « هشدار كه هر چيز جز خدا باطل است - و هر نعمتى ناگزير از بين رونده است » . .
[٢] - علم اليقين ، ج ١ ، ص ١٠٦ . .
[٣] - پاورقى ١٨٣ . .
[٤] - « من غروب كنندگان را دوست نمىدارم . » ( انعام - ٧٦ ) .