رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣١ - فصل ششم
چهار دانگ؛ مختلف باشد [١]. پس اگر [٢] ديگر بار بسر شوند- و يك درم سنگى باز آيد دو گونه باشد: يا همچنان [٣] پنجدانگى [٤]- و باز چهار دانگ سنگى [٥] آيد، يا [٦] سپس درمسنگى چهار دانگ سنگى [٧] باز پنجدانگ (سنگى)، اگر چون پيشين آيد بنظام بود كه همان اختلاف بود كه پيشين بار بود [٨]، و اگر چنان آيد [٩]- كه سپسين مثال است [١٠]- بىنظام بود، و حكم نبض اندر اختلاف و [١١] نظام ماننده حكم ايقاع است- و شعر [١٢]، كه اندر وى متّفق و نامتّفق است [١٣].
و همچنين اندر نبض نوعى است موسيقارى خاصّه اندر اختلاف و [١٤]
[١] - باشند- ج.
[٢] - بى: اگر- ب- ج.
[٣] - همچنانكه- آ.
[٤] - پنجدانگ- آ.
[٥] - بى: سنگى- آ.
[٦] - بى: آيد- ج،- آيد بار- د.
[٧] - بى: سنگى- د.
[٨] - بى: چون- آ. چون پيشتر بود كه همان اختلاف بود كه پيش (پيشين- ج) باز بود بنظام بود- ب- ج.
[٩] - بود- ب.
[١٠] - سپسين ميان است- آ،- سپس مثال است- د.
[١١] - بى: و- ب- ج.
[١٤] - بى: و- ب- ج.
[١٢] - و حكم شعر- ب،- و سفر- آ.
[١٣] - بود- آ.