رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٤٧
فصل (نهم) اندر سببهاى نبض
اوّلا بدان كه بهمه [١] بابها نبض [٢] نيكو آن است- كه معتدل باشد، الّا بقوّت- كه هر چند بيش باشد بهتر باشد. و سببهاء نبض اصلى كه ماسكه خوانند سهاند:
آلت- كه [٣] رگ است.
و قوّت- كه جنباننده است.
و حاجت- كه تبش است.
اگر آلت نرم بود، و قوّت قوى* (بود)* و حاجت بسيار بود، تبش [٤] رگ عظيم آيد، و اگر در يكى خللى بود رگ عظيم نبود،
نبضى است كه محسوس مىگردد در آن عرق:- كه گويا خيطى و ريسمانيست ملتوى كه مىپيچد و منتقل (ظ: منفتل) مىگردد، و سبب اين اختلاف در تقدّم و تأخر است بآنكه حركت نمايد جزئى از عرق پيش از وقت آن و يا بعد از وقت آن سبب (ظ: بسبب) صلابت آلت و پيوست آن و لهذا بسيار در امراض يابسه عارض ميگردد، و شيخ الرئيس (در قانون چاپ طهران ص ٨٢- ٨٣) از باب اختلاف در بين تقدّم و تأخر و وضع دانسته و حق آنست كه از جنس منشاريست هنگامى كه اسباب آن ضعيف باشد و يبوست قوى» انتهى.
[١] - بى: بهمه- ج،- اندر همه- د.
[٢] - بى: نبض- آ.
[٣] - بى: كه- ج.
[٤] - بى: تبش- آ- د،- بيش- ب،- اعنى تبش- ج.