رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٧ - مقدّمه

ابن سينا مانند اسلاف يونانى خود، انسان را مركب از جسم و نفس يا تن و روان دانسته، جسم را از نظر طبى و نفس را از لحاظ فلسفى مورد مطالعه و مداقه قرار داده و در مورد هر يك به بحث و تحقيق كامل پرداخته و تمام عمر خود را در راه شناختن و شناساندن اين دو، صرف نموده است؛ چنان كه كتاب قانون و ساير مؤلفات و مصنفات طبى او در عالم پزشكى و كتابهاى شفا و نجاة و اشارات وى در قسمت فلسفه از بزرگترين آثار فكرى بشر محسوب است. در حقيقت اين حكيم بزرگ مصداق آرزوى لايبنتز [١] فيلسوف معروف آلمانى واقع شده است كه مى‌گفت: «بايد آرزو داشت كه هر فيلسوفى پزشك و هر پزشكى فيلسوف باشد».

گوئى شيخ رئيس از همان اوان كودكى ميل و علاقه خاص بفهم و درك و حل و شرح مسئله نفس و عقل داشته است. اين نكته از سر گذشت شيخ كه قسمتى را خود املاء و قسمت ديگر آن بقلم شاگرد با وفاى او ابو عبيد جوزجانى است معلوم مى‌شود: «و كان ابى ممّن اجاب داعى المصريين و يعدّ من الاسماعيلية و قد سمع منهم ذكر النفس و العقل على الوجه الذي يقولونه و يعرفونه هم، و كذلك اخى، و كان ربما تذاكرا بينهما و انا اسمعهما و ادرك ما يقولانه و لا تقبله نفسى و ابتدءا يدعوانى ايضا اليه». [٢] و بهمين جهت است كه شيخ كتب و رسايل متعددى درين باب نوشته است؛ چنان كه علاوه بر كتب معروف خود مانند شفا و نجاة و اشارات كه در ضمن آنها از


[١] -Leibnitz .

[٢] - ابن ابى اصيبعه، عيون الانباء، ج ٢، ص، ١.