رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٥ - مقدّمه

نفس گاهى از افكار و آراء افلاطون و غالبا از ارسطو و جالينوس تبعيت نموده‌اند. بنا بر اين عقايد و افكار فلاسفه اسلامى با عقايد متكلمين و متصوفه درين باب متفاوت بوده و بين اين دو دسته، اختلاف نظر فاحشى وجود دارد؛ چنان كه در اوايل قرن سوم هجرى يعنى در دوره اول ترجمه، قسطا بن لوقا بعلبكى (متوفى ٢٢٠ هجرى) رساله‌اى بنام «فى الفرق بين الروح و النفس» [١] تأليف كرده و در آن عقايد و آراء مختلف افلاطون و ثاوفرسطس و جالينوس را جمع كرده است. در اواسط قرن سوم هجرى، پزشك بزرگ و عاليقدر ايرانى ابو بكر محمد زكرياى رازى (متوفى ٣١٣ ه) نفس را بيشتر از جنبه عملى و تجربى مورد بحث قرار داده است. منظور اصلى وى اين بوده است كه مباحث نفسى را با اصول و مبانى طبى وفق داده و ازين راه در معالجه بعضى از بيماريها استفاده نمايد؛ چنان كه در كتاب خود موسوم به «الطب الروحانى» [٢] باين مطلب اشاره كرده است. در قرن چهارم هجرى نيز ابن هيثم دانشمند رياضى و طبيعى معروف، معاصر شيخ رئيس، راجع بنور و علم مناظر و مرايا و ادراكات حسّى، خاصه ادراك بصرى، ملاحظات بسيار عميق و دقيقى دارد كه با نظريات علمى دانشمندان عصر جديد شباهت و قرابت دارد.

اما از نظر فلسفه محض، پيش از همه بايد از ابو يوسف يعقوب بن إسحاق كندى نام برد كه در علم نفس رسائلى تأليف كرده و در باب تقسيم نفوس به نباتى و حيوانى‌


[١] - اين رساله را لويس معلوف در «مجله شرق» در سال ١٩١١ چاپ كرده و نيز در مجموعه «مقالات فلسفيه» از صفحه ١٢١ ببعد در بيروت بسال ١٩١١ چاپ شده و فابريانى هم آن را در روم چاپ و منتشر كرده است.

[٢] - اين كتاب را پول كراوس در مجموعه «رسائل فلسفيه» در سال ١٩٣٩ در قاهره چاپ و منتشر نموده است.