رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٦ - مقدّمه
و انسانى از ارسطو پيروى نموده است. در موضوع رؤيا و احلام، رسايل علمى عميقى نوشته و مخصوصا رساله وى در موضوع عقل، در ميان فلاسفه اسلامى اهميتى خاص داشته است. پس از وى اخوان الصفا در رسايل معروف خود بمسئله نفس و اقسام آن تعرض كرده و بشرح و بسط آن پرداختهاند.
بعقيده اخوان الصّفا، نفس انسانى فيضى است از نفس كل يا نفس عالم و اين نفس داراى قواى ظاهرى و باطنى است كه اهمّ آنها قوه مفكّره مىباشد كه مميّز بين انسان و حيوان است. ابو نصر فارابى (متوفى ٣٣٩ هجرى) نيز در اسلام براى اولين مرتبه نفس را تعريف كرده و مباحث آن را روشن ساخته و ارتباط عقل انسانى را با عقل فعّال بطرز جالب و بديعى بيان نموده است.
از آنچه بطور اجمال و اختصار در تاريخ علم نفس بيان شد، معلوم مىگردد كه در قرون اربعه اول هجرت، حكما و دانشمندان اسلامى عنايت و توجه خاص بمسئله نفس داشته و در هيچ كتاب و رسالهاى از شرح و بسط آن فروگذار نكردهاند. باين ترتيب آراء و عقايد حكما و فلاسفه اسلامى بتدريج صورت علمى بخود گرفته و براى شيخ رئيس ابن سينا مقدمات و اساس و پايه علم نفس، آماده و مهيا گرديده است.
فيلسوف بزرگ ايران شيخ رئيس ابو على سينا (متوفى ٤٢٨ هجرى) وارث افكار و آثار و تأليفات گذشتگان و اسلاف خود از فلاسفه يونانى تا حكماى اسلامى بوده و مانند آنان به تحقيق و تدقيق در علم نفس پرداخته است. ولى نكتهاى كه در اينجا بايد بآن اشاره كرد عبارت ازين است كه هيچ يك از حكما و فلاسفه يونانى و اسلامى باندازه ابن سينا در مسئله نفس، غور و بحث و دقت و استقصا نكرده و در حلّ معضلات و مشكلات مربوط بآن سعى و اهتمام ننموده است.