رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٢٠ - مقدّمه
بتصور من آمده حقيقت داشته باشد هيچ دليلى براى قائل شدن بوجود خودم نخواهم داشت. از اين رو دانستم من جوهرى هستم كه ماهيت يا طبع او فكر داشتن است و هستى او محتاج بمكان و قائم بچيزى مادى نيست و بنا بر اين آن من يعنى روح (نفس) كه بواسطه او آنچه هستم هستم كاملا از تنم متمايز است بلكه شناختن او از تن آسانتر است و اگر هم تن نمىبود روح تماما همان بود كه هست» [١].
چنان كه ملاحظه مىگردد، برهان دكارت راجع باثبات نفس از لحاظ عوامل و مبادى، شباهت تام با برهان «انساق معلق» ابن سينا و استدلال سنت اگوستن دارد، بهمين مناسبت آرنولد [٢] معتقد است كه كوژيتوى دكارت مبتنى بر همان استدلالى است كه سنت اگوستن پيش از وى براى اثبات وجود نفس و تمييز آن از جسم بيان كرده بود.
اخيرا مستشرق ايتاليائى بنام فورلانى [٣] در مجله «اسلاميكا» فصلى تحت عنوان «ابن سينا و كوژيتوى دكارت» برشته تحرير درآورده و در آن از تأثير و ارتباط برهان شيخ و اصل كوژيتوى دكارت به تفصيل بحث كرده است.
درين فصل فورلانى ابتدا برهان فيلسوف اسلامى و را شرح و بيان كرده سپس آن را با كوژيتوى دكارت مقايسه نموده است. بعقيده مستشرق ايتاليائى هر چند دكارت مستقيما و بر اثر مطالعه كتب ابن سينا، تحت تأثير افكار و عقايد او واقع نشده است، زيرا در عصر دكارت هنوز مطبوعات بحد كافى شيوع و رواج پيدا نكرده بود و طبعا مؤلفات ابن سينا كمتر در دسترس مردم
[١] - ترجمه مرحوم فروغىDescartes ,Discours de la Methode Iv ص ٢٤٣- ٢٤٥ تهران، ١٣١٧ و همچنينMeditations .
[٢] -Arnold .
[٣] -
Furlani, Avicennae il Cogito, in Islamica, Leipzig, ١٩٢٧.