رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١٨ - مقدّمه
و ژان دولاروشل [١] و ماتيو داكاسپارتا [٢] كه از شاگردان و پيروان سنت اگوستن بودند، از نظر آنكه برهان شيخ را با عقايد استاد خود منطبق يافتند، توجه خاص بدان مبذول داشته و در موارد لزوم براى اثبات مطالب مربوط بامور روحى و نفسى بآن استناد مىنمودند.
عقايد و افكار ابن سينا بخصوص برهان «انسان معلق» وى درباره اثبات نفس، نه تنها در سراسر قرون وسطى، تأثير عظيم و عميق نموده بلكه در افكار دانشمندان قرون بعد نيز نفوذ زياد داشته است؛ چنان كه دكارت فيلسوف عاليمقام فرانسوى كه پدر فلسفه جديد لقب يافته، در بيان افكار جديد فلسفى خود كه بر پايه اصل «كوژيتو» استوار مىباشد، تحت تأثير افكار ابن سينا واقع شده است. دكارت براى اثبات وجود نفس و همچنين اثبات وجود صانع جهان و عالم موجودات، ببرهانى كه ابن سينا و سنت اگوستن پيش از وى درين باب اقامه كردهاند، متوسل شده است. بعقيده فيلسوف فرانسوى، حواس در حال بيدارى، انسان را فريب مىدهند و عالم خارج را آنطور كه فى الحقيقه وجود دارد، نشان نمىيدهند، در نتيجه انسان نمىتواند بادراكات خود اعتماد و اطمينان كند و ناگزير در وادى شك و ترديد سرگشته و حيران مىماند، بعبارت ديگر آدمى مىتواند در همه چيز شك كند ولى قادر نيست كه در حقيقت وجود خويش يعنى نفس، شك و ترديد بخود راه دهد و منكر آن شود، زيرا همان فكر شك كردن و بالنتيجه انديشيدن و فكر كردن، خود دليل بر وجود نفس است: «من فكر مىكنم پس وجود دارم» [٣]. دكارت
[١] -
Jean De la Rochelle, La summa de anima, edit. T. Domeni- Chelli, Prato ١٨٨٢
[٢] -
Matthieu D, Aquasparta quaestiones disputatae Selectae qu V (edit. Quaracchi't. i. p. ٣٢٤)
[٣] - «Cogito ergo sum ,je pense donc je suis.