رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١٧ - مقدّمه

مثل اين حالت غافل شديمى از هر چيزى غيرانيّت ما، پس بدانيم كى اجسام، و اعراض كه هنوز تحصيل آن نكرده‌ايم، آن را هيچ مدخلى نيست در ذوات ما، كى تعقل كرده‌ايم آن را، بى‌آن اشياء، پس ذات كى غافل نمى‌شويم از آن با اين فرض، او غير اعضاء ظاهره و باطنه ماست و غير جميع اجسام، و حواس و قوى و اعراض خارجه از ما، و تو هرگاه كى تعقل ذات خود كردى در حالى از احوال، با غفلت تو ازين اشياء بسنده باشد ترا اين در علم بآنك ذات تو مغاير اين اشياست». [١] چنان كه گفتيم، براهينى كه ابن سينا راجع به نفس بيان كرده است، بخصوص برهان «انسان معلق» بقدرى مورد توجه دانشمندان و فلاسفه قرون وسطاى اروپا واقع شده كه اصولا در تأليفات خود به تفصيل يا بطور اجمال و اختصار از آن بحث كرده‌اند.

بايد اين نكته را نيز در نظر داشت كه كتاب شفا در قرن دوازدهم ميلادى بزبان لاتينى ترجمه شده و در دسترس اهل علم آن زمان قرار گرفته بود.

فلاسفه مكتب اسكولاستيك و پيروان آنان بر اثر مطالعه ترجمه كتاب شفا بخصوص قسمت مربوط بنفس، كاملا تحت تاثير افكار ابن سينا واقع شده و در آثار و مؤلفات خود غالبا از آن ياد كرده‌اند.

از حكماى اسكولاستيك كسانى مانند، گيوم دواورنى‌ [٢]


[١] - قطب الدين شيرازى، درة التاج، چاپ تهران تصحيح دانشمند ارجمند جناب آقاى سيد محمد مشكاة استاد دانشگاه طهران، ج ٣، ص ٧١- ٧٢

[٢] -

Guillaume d ' auvergne; de anima, cap'll, pars ١٣, paris, ١٦٧٤.