رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١١ - مقدّمه
چنان كه بدان اشاره خواهد شد، امروز نيز مورد بحث و دقت فلاسفه و روانشناسان معاصر غرب واقع گشته است.
شك نيست كه شرح و بيان كليه افكار و نظريات عميق و دقيق شيخ رئيس در موضوع علم نفس از حوصله اين مقال و اين مقدمه كه بناى آن بر اختصار و ايجاز است خارج مىباشد و فقط براى نشان دادن نبوغ و دهاء و قدرت تفكر و تخيل و عظمت مقام علمى و فلسفى اين فيلسوف نامدار ايران، ذيلا بذكر چند برهان كه ارتباط با تجارب نفسانى و افكار فلسفى وى داشته و موجب اشتهار و معروفيت شيخ در سراسر قرون وسطاى اروپا بوده و حتى آثار نفوذ آن تا كنون نيز در فلسفه و روانشناسى جديد ديده مىشود، اقتصار مىگردد.
برهان «انسان معلق در فضا».- «تنبيه، با خويشتن آى! و انديشه كن كه: چون تو بحالى باشى كه چيزها را در توانى يافت دريافتنى درست، از ذات خويش غافل توانى بود؟ و بود كه اثبات ذات خود نكنى؟ نه همانا كه بينا را اين حال تواند بود، بلكه خفته و مست، در حال خفتگى و مستى، ذات او ازو دور نتواند بود، و اگر چه مثال ذات وى در ذكر بنماند، «و اگر توهم كنى ذات خود را كه، در اول آفرينش بر آن صفت كمال باشى كه اكنون هستى با عقل درست، و هيئات تمام، و توهم كن كه اندامهاى تو بر وضعى و هيئتى باشد كه بهم پيوند ندارد، و يكديگر را نپساود، بلكه از هم جدا بود و در هوائى باشد كه از آن متأثر نشود، و معلّق ايستاده بود، او را بينى كه از همه چيزها غافل بود، مگر از ثبوت هستى خويش» [١].
اين برهان شيخ مانند برهان معروف دكارت مبتنى برين اصل است كه
[١] - ابن سينا، اشارات، ترجمه فارسى، چاپ تهران. ص ٥٢.