رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١٢ - مقدّمه

ادراكات مختلف و متمايز، مستلزم حقايق مختلف و متمايز است. انسان حقايق عالم خارج را بوسيله ادراكات مختلف و از راه حواس گوناگون درك مى‌كند، ولى اگر نيك بينديشد و در وجود خويش غور و تأمل نمايد، قهرا باين نكته پى مى‌برد كه در وجود او حقيقتى است كه آن را بطور مستقيم و بدون وسيله و واسطه‌اى درك مى‌نمايد. اين حقيقت كه منشأ و مصدر ادراكات و احساسات مختلف انسان است، نفس نام دارد و اساس و پايه ذات و شخصيت انسان همين نفس است كه تنها خاصيت آن تفكر است چه، آدمى مى‌تواند خود را از قيد جسم و علايق جسمانى و همچنين احساسات و ادراكات آزاد سازد، ولى قادر نيست كه خود را از نفس خويش دور و مجرّد كند و حتى نمى‌تواند لحظه‌اى از آن غافل شود و يا در وجود آن ترديد نمايد، زيرا كليه اعمال و ادراكات و تمام آثارى كه بر وجود او مترتب است، همه شواهد صادق و دلايل بارز و آشكار بوجود نفس او مى‌باشند.

برهان «انسان معلّق» يا بقول پرفسور ژيلسن «انسان پرنده» [١] از دقيق‌ترين و عميق‌ترين دلايل تجربى و فلسفى ابن سينا راجع باثبات وجود نفس و مغايرت آن با بدن بوده و بهمين جهت در طى قرون وسطى در اروپا شهرت و نفوذ بسيار داشته و مورد تحسين و اعجاب فلاسفه اسكولاستيك واقع شده است. گوئى خود شيخ، باين برهان علاقه و عنايت خاص داشته و براى آن، ارزش و اهميت فراوان قائل بوده است و بهمين مناسبت آن را دو مرتبه در كتاب شفا [٢] و يك مرتبه در اشارات‌ [٣] به تفصيل بيان كرده‌


[١] -Homme Volant -Gilson ,Archives ,T .Iv ,١٩٢٩ ,P .٤١

[٢] - ابن سينا، شفا، ج، ا، ص، ٢٨١- ٢٨٢ و ٣٦٣.

[٣] - ابن سينا، اشارات، ص ١١٩- ١٢٠.