رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١٤ - مقدّمه
جسم و نفس دو حقيقتى هستند كاملا از يكديگر متمايز و متغاير، زيرا جسم داراى عرض و طول و عمق بوده و محتاج بمكان مىباشد، و حال آنكه نفس ذاتا داراى ابعاد نبوده و حيّز پذير نيست و تنها خاصيت آن تفكر است، و بهمين علت، انسان وجود آن را بطور مستقيم و بدون هيچ واسطهاى درك مىكند، يعنى در آن حال كه نفس مىانديشد، وجود دارد و خود تفكر دالّ بر وجود آنست. بنا بر اين انسان مىتواند خود را از علايق جسمانى و حقايق عالم خارج جدا ساخته و در آنها ترديد كند و حتى منكر وجود آنها بشود ولى هيچگاه نمىتواند در وجود نفس خود ترديد نمايد، زيرا بوسيله همين نفس است كه در موجودات شك مىكند [١].
چنان كه ملاحظه مىشود، طرز تفكر و نحوه استدلال سنت اگوستن درباره اثبات نفس و مغايرت آن با بدن، شباهت كامل با برهان ابن سينا دارد، و شايد بعلت همين مشابهت و از نظر اينكه سنت اگوستن زمانى پيش از شيخ مىزيسته، بعضى چنين توهم كردهاند كه شيخ برهان انسان معلق را از فيلسوف مسيحى اخذ نموده است.
چنان كه گفته شد، برهان مزبور از ابتكارات و انديشههاى ژرف خود شيخ و تا حدى مربوط بقريحه شاعرى اوست، زيرا غالبا ابن سينا براى شرح و بيان پارهاى از مسائل غامض و دقيق فلسفى بروش استعاره و تمثيل و اسلوب رمزى( Allegorique )توسل جسته است و بهمين مناسبت بيشتر رسائل و كتب وى متضمن تخيلات لطيف و تشبيهات و تمثيلات شيرين و ظريف مىباشد؛ از آن جمله رساله «حيّ بن يقظان» و رساله «طير» و مانند آن است.
[١] -
St. Augustin, De trinitate, Lib x. Cap, art, ٦- ١٣- Gilson; Introduction a l etude de St. Augustin, p. ٥٩. ٥٩.