زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١ - به سوى بغداد

مخالفان قرار گذاشتند يحيى بن اكثم را براى مناظره با امام جواد و پرسش از مسائل پيچيده فقهى برگزينند. يحيى در آن هنگام قاضى القضات ديار اسلامى بود.

موعد مقرّر فرا رسيد. امام جواد آمد و يحيى بن اكثم نيز حاضر شد و رو به روى امام نشست. مأمون در كنار امام نشسته بود و بر مجلس اشراف داشت. ابن اكثم به خليفه نگريست و گفت:

آيا اميرالمؤمنين اجازه ميفرمايد پرسشى كنم؟ مأمون به او رخصت داد. يحيى به امام روى كرد و گفت: فدايت شوم آيا اجازه مى‌دهى سؤالى كنم؟ ابو جعفر عليه السلام فرمود: هر چه مى‌خواهى بپرس.

يحيى پرسيد: فدايت شوم، چه مى‌فرمايى در باره شخصى كه در حال احرام شكارى كشته است؟

امام پرسيد:

آيا اين شخص، شكار را در حل كشته يا در حرم؟

عالم بوده يا جاهل؟

عمداً آن را كشته يا به خطا؟

آن شخص آزاد بوده يابنده؟

صغير بوده يا كبير؟

نخستين صيد او بوده يا صيد كردن تكرارى؟

آن صيد از دسته پرندگان بوده يا غير آن؟

از پرنده‌هاى كوچك بوده يا بزرگ؟