زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٧ - ج- عالم ودانشمند
و آگاه سر چشمه مىگرفته، نيازى نمىبينم و تنها به اين نكته بسنده مىكنم كه در بسيارى از احاديث آمده است كه آنحضرت از آنچه در درون ضماير مردم مىگذشته و يا رويدادهايى كه در آينده براى آنها پيش مىآمده، مطّلع بوده و آنها را خبر مىداده است. اين احاديث رساننده اين مفهوم نيستند كه امامان عليهم السلام غيب مىدانستند بلكه نشانگر آن هستند كه اين بزرگواران از راه الهام يا به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله به خداى سبحان مرتبط بودهاند و از اين طريق، به گونه مستقيم، از منبع علم و معرفت سيراب مىشدند در حالى كه ساير مردم مثلًا از راه حواس و تجارب به علم و دانش نايل مىآيند.
اگر تجربههاى جديد، وجود حسّ ششم را در نزد برخى افراد به اثبات رسانده، بر ما بسيار ساده است كه باور آوريم اين حس با خواست خداوند در نزد برخى افراد يافت مىشود. افزون بر اين، ايمان به قدرت خدا و توان او براى انجام دادن هر كارى، موجب مىگردد كه فرد، در صورتى كه خداوند اراده كرده باشد، هر گونه امر ممكنى را دارا گردد.
والى مكّه و مدينه مردى به نام (فرج الرغجى) بود. وى كه از مخالفان اهل بيت عليهم السلام بود، روزى در حالى كه هر دو در كنار رود دجله ايستاده بودند به امام جواد گفت: پيروان تو ادعا مىكنند كه تو مىدانى در دجله چقدر آب است، و وزن آن را نيز مىدانى!
امام به او فرمود: آيا خداوند مىتواند اين علم را به پشّهاى از مخلوقاتش عطا كند يا نه؟ فرج گفت: آرى مىتواند.