توضيح المسائل - صافی گلپايگانى، لطف الله - الصفحة ٤٧٣
مسأله ٢٣٨٠ - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معناى آن را عوض كند عقد باطل است.
مسأله ٢٣٨١ - كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مىتواند عقد بخواند.
مسأله ٢٣٨٢ - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويند: به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.
مسأله ٢٣٨٣ - اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند: به آن عقد راضى هستيم، اگر عقد با قصد خوانده شده باشد لازم نيست دوباره بخوانند.
مسأله ٢٣٨٤ - پدر و جد پدرى مىتوانند براى فرزند نا بالغ، يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد، يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند، مفسدهاى نداشته، مىتواند آن را بهم بزند.
و اگر مفسدهاى داشته، مىتواند آن را بهم بزند مسأله ٢٣٨٥ - دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است - يعنى: مصلحت خود را تشخيص مىدهد - اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
مسأله ٢٣٨٦ - اگر پدر وجد پدرى غائب باشند و اجازه گرفتن از آنان ممكن نباشد و حاجت به تزويج باشد يا دختر باكره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نيست.
مسأله ٢٣٨٧ - اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نا بالغ خود زن بگيرد،