توضيح المسائل - صافی گلپايگانى، لطف الله - الصفحة ٤٦١
طلب تو هستم و معين نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول، صحيح نيست.
مسأله ٢٣٢٤ - اگر طلبكار ذمه ضامن را از تمام طلب خود برئ كند، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر از مقدارى برئ كند، نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد.
مسأله ٢٣٢٥ - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد.
مسأله ٢٣٢٦ - ضامن و طلبكار مىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را بهم بزنند.
مسأله ٢٣٢٧ - هر گاه انسان در موقع ضامن شدن، بتواند طلب طلبكار را بدهد اگر چه بعد فقير شود، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را بهم بزند و طلب خود را از بدهكار اول مطالبه نمايد و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود.
مسأله ٢٣٢٨ - اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود، نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آن وقت نداند و بعد ملتفت شود، مىتواند ضامن بودن او را بهم بزند اگر چه پيش از آن كه طلبكار ملتفت شود، ضامن قدرت پيدا كرده باشد.
مسأله ٢٣٢٩ - اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، نمىتواند چيزى از او بگيرد.
مسأله ٢٣٣٠ - اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، مىتواند مقدارى را كه ضامن شده پس از پرداخت آن از او مطالبه نمايد، ولى اگر بجاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد، نمىتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد مثلا اگر ده من گندم بدهكار باشد و ضامن، ده من برنج بدهد، نمىتواند برنج را از او مطالبه نمايد، اما اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.