توضيح المسائل - صافی گلپايگانى، لطف الله - الصفحة ٤٦٧
احكام عاريه مسأله ٢٣٥٣ - عاريه آنست كه انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن استفاده كند و در عوض، چيزى هم از او نگيرد.
مسأله ٢٣٥٤ - لازم نيست در عاريه صيغه بخوانند، و اگر مثلا لباس را به قصد عاريه به كسى بدهد و او به همين قصد بگيرد عاريه صحيح است.
مسأله ٢٣٥٥ - عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن را به ديگرى واگذارى كرده مثلا آن را اجاره داده در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى يا كسى كه آن چيز را اجاره كرده، بگويد: به عاريه دادن راضى هستم.
مسأله ٢٣٥٦ - چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلا آن را اجاره كرده، مىتواند عاريه بدهد. ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند، نمىتواند آن را به ديگرى عاريه دهد.
مسأله ٢٣٥٧ - اگر ديوانه و بچه و سفيه و مفلس مال خود را عاريه بدهند صحيح نيست، اما اگر ولى مصلحت بداند مال كسى را كه بر او ولايت دارد عاريه دهد اشكال ندارد و هم چنين اگر مفلس با اذن غرماء (طلبكاران) عاريه دهد.
مسأله ٢٣٥٨ - اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن هم زياده روى ننمايد و اتفاقا آن چيز تلف شود ضامن نيست، ولى چنانچه شرط كند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد، بايد عوض آن را بدهد.
مسأله ٢٣٥٩ - اگر طلا و نقره را عاريه نمايد و شرط كند كه اگر تلف