توضيح المسائل - صافی گلپايگانى، لطف الله - الصفحة ٥٥٨
داشته باشد، چهار يك مال را شوهر و بقيه را ورثه ديگر مىبرند.
مسأله ٢٧٨٠ - اگر مردى بميرد و اولاد نداشته باشد چهار يك مال را زن و بقيه را ورثه ديگر مىبرند و اگر از آن زن يا از زن ديگر اولاد داشته باشد، هشت يك مال را زن و بقيه را ورثه ديگر مىبرند، و زنى كه از ميت فرزند ندارد از زمين خانه ارث نمىبرد نه از خود زمين و نه از قيمت آن ولى از قيمت هوائى آن ارث مىبرد. چنان كه از ساير تركه ميت ارث مى برد. اما زنى كه از ميت فرزند دارد، از همه اموال او ارث مىبرد.
مسأله ٢٧٨١ - اگر زن بخواهد در چيزهائى كه از آنها ارث نمىبرد، مانند زمين خانه مسكونى، تصرف كند، بايد از ورثه ديگر اجازه بگيرد.
و نيز احتياط مستحب آنست كه ورثه تا سهم زن را ندادهاند، در چيزهائى كه زن از قيمت آنها ارث مىبرد، مانند بنا و درخت بدون اجازه او تصرف نكنند. و چنانچه پيش از دادن سهم زن، اينها را بفروشند، معامله صحيح است و محتاج به اجازه زن نيست.
مسأله ٢٧٨٢ - اگر بخواهند بنا و درخت و مانند آن را قيمت نمايند، بايد حساب كنند كه اگر آنها بدون اجازه در زمين بمانند تا از بين بروند، چقدر ارزش دارند و سهم زن را از آن قيمت بدهند.
مسأله ٢٧٨٣ - مجراى آب قنات و مانند آن حكم زمين را دارد و آجر و چيزهائى كه در آن به كار رفته، در حكم ساختمان است.
مسأله ٢٧٨٤ - اگر ميت بپش از يك زن داشته باشد، چنانچه اولاد نداشته باشد، چهار يك مال، و اگر اولاد داشته باشد، هشت يك مال به شرحى كه گفته شد، بطور مساوى بين زنان او قسمت مىشود، اگر چه شوهر با هيچ يك از آنان يا بعض آنان نزديكى نكرده باشد، ولى اگر در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفته، زنى را عقد كرده و با از نزديكى نكرده است، آن زن از او ارث نمىبرد و حق مهر هم ندارد.