توضيح المسائل - صافی گلپايگانى، لطف الله - الصفحة ٤٤٤
مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مىتوانند مطابق قرارى كه گذاشته اند معامله را بهم بزنند.
مسأله ٢٢٤٢ - اگر بعد از قرار داد مزارعه،. مالك يا زارع بميرد، مزارعه بهم نمىخورد و وارثشان بجاى آنان است، ولى اگر زارع بميرد و شرط كرده باشند كه خود زارع زراعت را انجام دهد، مزارعه بهم مىخورد و چنانچه زراعت نمايان شده باشد بايد سهم او را به ورثهاش بدهد و حقوق ديگرى هم كه زارع داشته، ورثه او ارث مىبرند ولى نمىتوانند مالك را مجبور كنند كه زراعت در زمين باقى بماند.
مسأله ٢٢٤٣ - اگر بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده، چنانچه بذر مال مالك بوده حاصلى هم كه بدست مىآيد مال او است و بايد اگر زارع به امر مالك كار كرده مالك مزد او و مخارجى را كه كرده و كرايه گاو يا حيوان ديگرى را كه مال زارع بوده و در آن زمين كار كرده به او بدهد، و اگر بذر مال زارع بوده زراعت هم ما او است و بايد اجاره زمين را اگر زمين در دست زارع بوده و خرجهائى را كه مالك به امر زارع كرده و همچنين كرايه گاو يا حيوان كه مال مالك بوده در آن زراعت كار كرده به او بدهد.
مسأله ٢٢٤٤ - اگر بذر مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده، چنانچه مالك و زارع راضى شوند كه با اجرت يا بى اجرت زراعت در زمين بماند اشكال ندارد و اگر مالك راضى نشود، پيش از رسيدن زراعت هم مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند، و زارع اگر چه راضى شود چيزى به مالك بدهد، نمىتواند او را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند و نيز مالك نمىتواند زارع را مجبور كند كه اجاره بدهد و زراعت را در زمين باقى بگذارد.
مسأله ٢٢٤٥ - اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدت