تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦
گردانيد" و در پايان همين حديث مىخوانيم كه يوسف سرانجام با او ازدواج كرد [١] خوشبخت كسانى كه از شكستها پيروزى مىسازند و از ناكاميها كاميابى، و از اشتباهات خود راههاى صحيح زندگى را مىيابند و در ميان تيرهبختيها نيكبختى خود را پيدا مىكنند.
البته واكنش همه افراد در برابر شكست چنين نيست، آنها كه ضعيف و بىمايهاند به هنگام شكست ياس و نوميدى سراسر وجودشان را مىگيرد، و گاهى تا سر حد خودكشى پيش مىروند، كه اين شكست كامل است، ولى آنها كه مايهاى دارند سعى مىكنند آن را نردبان ترقى خود قرار دهند و از آن پل پيروزى بسازند!.
ديديم يوسف نه تنها به خاطر حفظ پاكدامنيش به زندان رفت بلكه پس از اعلام آزادى نيز حاضر به ترك زندان نشد تا اينكه فرستاده ملك باز گردد و تحقيقات كافى از زنان مصر در باره او بشود و بىگناهيش اثبات گردد تا سرفراز از زندان آزاد شود، نه اينكه به صورت يك مجرم آلوده و فاقد حيثيت مشمول عفو شاه گردد كه خود ننگ بزرگى است.
و اين درسى است براى همه انسانها در گذشته و امروز و آينده.
- علماى اخلاق براى نفس (احساسات و غرائز و عواطف آدمى) سه مرحله قائلند كه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است.
نخست" نفس اماره" نفس سر كش است كه انسان را به گناه فرمان مىدهد و به هر سو مىكشاند و لذا امارهاش گفتهاند در اين مرحله هنوز عقل و ايمان آن
[١] سفينه جلد ١ صفحه ٥٥٤.