تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢ - تفسير زندان يا كانون تربيت؟
" اين است آئين و دين پا بر جا و مستقيم كه هيچگونه انحرافى در آن راه ندارد" (ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ).
يعنى توحيد در تمام ابعادش، در عبادت، در حكومت در جامعه، در فرهنگ و در همه چيز، آئين مستقيم و پا بر جاى الهى است.
" ولى چه مىتوان كرد بيشتر مردم آگاهى ندارند" و به خاطر اين عدم آگاهى در بيراهههاى شرك سر گردان مىشوند و به حكومت غير" اللَّه" تن در مىدهند و چه زجرها و زندانها و بدبختيها كه از اين رهگذر دامنشان را مىگيرد (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).
سپس رو به سوى دو رفيق زندانى كرد و چنين گفت:" دوستان زندانى من! اما يكى از شما آزاد مىشود، و ساقى شراب براى ارباب خود خواهد شد" (يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً).
" اما نفر ديگر به دار آويخته مىشود و آن قدر ميماند كه پرندگان آسمان از سر او مىخورند"! (وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ).
گرچه با توجه به تناسب خوابهايى كه آنها ديده بودند، اجمالا معلوم بود كداميك از اين دو آزاد و كداميك به دار آويخته مىشود، اما يوسف نخواست اين خبر ناگوار را صريحتر از اين بيان كند لذا تحت عنوان" يكى از شما دو نفر" مطلب را تعقيب كرد.