تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - تفسير در كاخ عزيز مصر
حامل رسالت و وحى گردد، ولى احتمال اول مناسبتر به نظر مىرسد.
در پايان آيه مىفرمايد:" خداوند بر كار خود، مسلط و غالب است. ولى بسيارى از مردم نميدانند" (وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).
يكى از مظاهر عجيب قدرت خداوند و تسلطش بر كارها اين است كه در بسيارى از موارد وسائل پيروزى و نجات انسان را بدست دشمنانش فراهم مىسازد، چنان كه در مورد يوسف اگر نقشه برادران نبود او هرگز به چاه نمىرفت و اگر به چاه نرفته بود، به مصر نمىآمد، و اگر به مصر نيامده بود نه به زندان مىرفت و نه آن خواب عجيب فرعون و نه سرانجام عزيز مصر مىشد.
در حقيقت خداوند يوسف را با دست برادران بر تخت قدرت نشاند، هر چند آنها چنين تصور مىكردند كه او را در چاه بدبختى سرنگون ساختند.
آرى او بسيار چيزها در اين محيط پر غوغاى جديد آموخت، همواره در قلبش طوفانى از غم و اندوه در جريان بود، چرا كه در آن شرائط كارى از دستش ساخته نبود و او در اين دوران دائما مشغول به خودسازى، و تهذيب نفس بود، قرآن مىگويد:" هنگامى كه او به مرحله بلوغ و تكامل جسم و جان رسيد و آمادگى براى پذيرش انوار وحى پيدا كرد، ما حكم و علم به او داديم" (وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً).