تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣ - تفسير زندان يا كانون تربيت؟
سپس براى تاكيد گفتار خود اضافه كرد" اين امرى را كه شما در باره آن از من سؤال كرديد و استفتاء نموديد حتمى و قطعى است" اشاره به اينكه اين يك تعبير خواب ساده نيست، بلكه از يك خبر غيبى كه به تعليم الهى يافتهام مايه مىگيرد، بنا بر اين جاى ترديد و گفتگو ندارد! (قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيانِ) در بسيارى از تفاسير ذيل اين جمله آمده است، كه نفر دوم همين كه اين خبر ناگوار را شنيد در مقام تكذيب گفتار خود بر آمد و گفت من دروغ گفتم چنين خوابى نديده بودم شوخى مىكردم، به گمان اينكه اگر خواب خود را تكذيب كند اين سرنوشت دگرگون خواهد شد، و لذا يوسف به دنبال اين سخن گفت آنچه در باره آن استفتاء كرديد، تغيير ناپذير است.
اين احتمال نيز وجود دارد كه يوسف آن چنان در تعبير خواب خود قاطع بود كه اين جمله را به عنوان تاكيد بيان داشت.
ولى تعبير قرآن اين است كه" شيطان ياد آورى از يوسف را نزد صاحبش از خاطر او برد" (فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ).
و به اين ترتيب، يوسف بدست فراموشى سپرده شد،" و چند سال در زندان