تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - عامل تباهى جامعهها
و كوشش بر مىخيزند و براى خنثى كردن اثرات منفى حادثه، طرح ريزى مىكنند، جهاد و پيكار خستگى ناپذير به خرج مىدهند و تا مشكل را از پيش پا بر ندارند آرام نمىگيرند.
خداوند به چنين صابرانى وعده پيروزى داده (إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا ماتين- انفال: ٦٥).
و نعمتهاى بهشتى را پاداش سراى ديگر آنها شمرده (وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً- انسان: ١٢).
[سوره هود (١١): آيات ١١٦ تا ١١٧]
فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ (١١٦) وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ (١١٧)
ترجمه:
١١٦- چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند، مگر اندكى از آنها كه نجاتشان داديم و آنها كه ستم مىكردند از تنعم و تلذذ پيروى كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند).
١١٧- و چنين نبود كه پروردگارت آباديها را به ظلم و ستم نابود كند در حالى كه اهلش در صدد اصلاح بوده باشند.
تفسير:
عامل تباهى جامعهها.
براى تكميل بحثهاى گذشته در اين دو آيه يك اصل اساسى اجتماعى كه ضامن نجات جامعهها از تباهى است مطرح شده است، و آن اينكه در هر جامعهاى