تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - چند حديث از پيشوايان در باره سعادت و شقاوت
جالب اينكه در رواياتى كه از پيامبر ص و ائمه اهل بيت ع نقل شده، انگشت روى مسائل مختلفى به عنوان اسباب سعادت يا اسباب شقاوت گذارده شده كه مطالعه آنها انسان را به طرز تفكر اسلامى در اين مساله مهم، آشنا مىسازد و بجاى اينكه براى رسيدن به سعادت و فرار از شقاوت به دنبال مسائل خرافى و پندارها و سنتهاى غلطى كه در بسيارى از اجتماعات وجود دارد، و مسائل بىاساسى را اسباب سعادت و شقاوت مىپندارند، به دنبال واقعيات عينى و اسباب حقيقى سعادت خواهد رفت.
[چند حديث از پيشوايان در باره سعادت و شقاوت]
به عنوان نمونه به چند حديث پر معنى زير توجه فرمائيد:
١- امام صادق ع از جدش امير مؤمنان على ع چنين نقل مىكند:
حقيقة السعادة ان يختم للرجل عمله بالسعادة و حقيقة الشقاوة ان يختم للمرء عمله بالشقاوة
:" حقيقت سعادت اين است كه آخرين مرحله زندگى انسان با عمل سعادتمندانهاى پايان پذيرد و حقيقت شقاوت اين است كه آخرين مرحله عمر با عمل شقاوتمندانهاى خاتمه يابد" [١] اين روايت با صراحت مىگويد مرحله نهايى عمر انسان و اعمال او در اين مرحله بيانگر سعادت و شقاوت او است و به اين ترتيب سعادت و شقاوت ذاتى را به كلى نفى مىكند و انسان را در گرو اعمالش مىگذارد و راه بازگشت را در تمام مراحل تا پايان عمر براى او باز مىداند.
٢- در حديث ديگرى از على ع مىخوانيم:
السعيد من وعظ بغيره و الشقى من انخدع لهواه و غروره
:" سعادتمند كسى است كه از سرنوشت ديگران پند گيرد و شقاوتمند كسى است كه فريب هواى نفس و غرورش را بخورد" [٢]
[١] تفسير نور الثقلين جلد ٢ صفحه ٣٩٨.
[٢] نهج البلاغه صبحى صالح خطبه ٨٦.