تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - ٣- كشتى نوح
پر گناه خود دنبال فرد با ايمان تهى دستى ميگردند كه او را به اصطلاح ملعبه و مضحكه سازند.
و اگر در مجالس خود دسترسى به چنين افراد پيدا نكنند فرد يا افرادى از آنها را غيابا سوژه سخن قرار داده و مىگويند و مسخره مىكنند و مىخندند.
آنها خود را عقل كل مىپندارند و به گمان اينكه ثروت انبوه و حرام آنها نشانه لياقت و شخصيت و ارزش آنها است ديگران را نالايق و بىارزش و فاقد شخصيت مىدانند! ولى قرآن مجيد سختترين حملات خود را متوجه اين گونه افراد مغرور و متكبر كرده و مخصوصا سخريههاى آنها را شديدا محكوم مىكند.
فى المثل در تاريخ اسلامى مىخوانيم هنگامى كه" ابو عقيل انصارى" آن كارگر باايمان و فقير شب را بيدار ماند و به آب آوردن از چاههاى مدينه براى خانهها ادامه داد، و مختصر خرمايى را كه از اين راه به عنوان مزد دريافت داشته بود به عنوان كمك به ارتش مسلمانان براى جنگ تبوك خدمت پيامبر ص آورد گروهى از منافقان مستكبر بر او خنديدند آيات قرآن نازل شد و همچون صاعقه بر آنها فرو ريخت (الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ):
" آنها كه مؤمنان اطاعت كننده را در كمكهاى مالى در راه خدا به باد مسخره مىگيرند و آنان را كه جز به مقدار توانايى اندك دسترسى به چيز ديگر ندارند، مسخره مىكنند خداوند آنان را مسخره خواهد كرد و براى آنها عذاب دردناكى است:
٣- كشتى نوح
بدون شك كشتى نوح يك كشتى سادهاى نبود و با وسائل آن روز به آسانى و