تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - تفسير
ذكر نشدهاند ولى با توجه به آيات گذشته، مىتوان حضور آنها را در جو اين آيه احساس كرد و مورد اشاره قرار داد.
و به دنبال آن سرنوشت منكران را به اين صورت بيان مىكند:" هر كس از گروههاى مختلف به او كافر شود موعد و ميعادش آتش دوزخ است" (وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ).
و در پايان آيه همانگونه كه سيره قرآن در بسيارى از موارد است روى سخن را به پيامبر كرده، يك درس عمومى براى همه مردم بيان مىكند و مىگويد" اكنون كه چنين است و اين همه شاهد و گواه بر صدق دعوت تو وجود دارد، هرگز در آنچه بر تو نازل شده ترديد به خود راه مده" (فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ).
" چرا كه اين سخن حقى است از سوى پروردگار تو" (إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ).
ولى بسيارى از مردم بر اثر جهل و تعصب و خودخواهى، ايمان نمىآورند" (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ).
٢- تفسير ديگرى كه براى آيه ذكر شده اين است كه هدف اصلى بيان حال مؤمنان راستين است كه با در دست داشتن دلائل روشن و شواهدى كه بر صدق دعوت پيامبر ص آمده است و گواهىهايى كه در كتب پيشين مىباشد، آنها به اتكاى اين دلائل به پيامبر ص ايمان مىآورند.
بنا بر اين منظور از جمله من كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ تمام كسانى است كه با چشم باز و در دست داشتن دلائل قانع كننده به دنبال قرآن و آورنده آن شتافتند، نه شخص پيامبر.
ترجيحى كه اين تفسير بر تفسير سابق دارد اين است كه خبر" مبتدا" در آيه صريحا آمده است، و محذوفى ندارد، و مشار اليه" اولئك" در خود آيه ذكر شده است و بخش اول آيه كه با أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ شروع شده تا" أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ" يك جمله كامل را تشكيل مىدهد بدون هيچگونه حذف