تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦ - تفسير طشت رسوايى همسر عزيز از بام افتاد!
كرده يا رو در رو به دفاع از خويش برخاسته، مسلما پيراهن يوسف از جلو پاره خواهد شد، و چه جالب است كه اين مساله ساده پاره شدن پيراهنى، مسير زندگى بىگناهى را تغيير دهد و همين امر كوچك سندى بر پاكى او، و دليلى بر رسوايى مجرمى گردد!.
سپس رو به همسرش كرد و گفت:" تو هم از گناه خود استغفار كن كه از خطاكاران بودى" (وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ). [١] بعضى گفتهاند گوينده اين سخن، عزيز مصر نبود، بلكه همان شاهد بود، ولى هيچ دليلى براى اين احتمال وجود ندارد، بخصوص كه اين جمله بعد از گفتار عزيز واقع شده است.
[١] در اين جمله" مِنَ الْخاطِئِينَ" كه جمع مذكر است گفته شده، نه" من الخاطئات" كه جمع مؤنث است، اين به خاطر آنست كه در بسيارى از موارد جمع مذكر را به عنوان تغليب بر هر دو گروه اطلاق مىكنند، يعنى تو در زمره خطاكارانى.