تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - ٣- متانت و عفت بيان
را رها نموده و به اصطلاح حق سخن را ادا كنند، گو اينكه هزار گونه تعبيرات تحريك آميز يا زننده و غير اخلاقى به ميان آيد.
و يا مجبور مىشوند براى حفظ نزاكت و عفت زبان و قلم، پارهاى از صحنهها را در پردهاى از ابهام بپيچند و به خوانندگان و شنوندگان- بطور سربسته تحويل دهند!، گوينده و نويسنده هر قدر مهارت داشته باشد، غالبا گرفتار يكى از اين دو اشكال مىشود.
آيا مىتوان باور كرد فردى درس نخوانده، هم ترسيم دقيق و كاملى از باريكترين و حساسترين فصول چنين عشق شورانگيزى بنمايد، بدون اينكه كوچكترين تعبير تحريك آميز و دور از عفتى به كار برد.
ولى قرآن در ترسيم صحنههاى حساس اين داستان به طرز شگفت انگيزى" دقت در بيان" را با" متانت و عفت" بهم آميخته و بدون اينكه از ذكر وقايع چشم بپوشد و اظهار عجز كند، تمام اصول اخلاق و عفت را نيز به كار بسته است.
ميدانيم از همه صحنههاى اين داستان، حساستر شرح ماجراى آن" خلوتگاه عشق" است كه" ابتكار" و" هوس" همسر عزيز مصر، دست بدست هم دادند و آن را به وجود آوردند.
قرآن در شرح اين ماجرا همه گفتنىها را گفته، اما كوچكترين انحرافى از اصول عفت سخن پيدا نكرده است، آنجا كه مىگويد:
وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (يوسف- ٢٣):" و بانويى كه يوسف در خانه او بود از وى تقاضا و خواهش كرد و تمام درها را بست و گفت بشتاب به سوى آنچه براى تو مهيا شده، گفت: از اين كار به خدا پناه مىبرم (عزيز مصر) بزرگ و صاحب من است، مرا گرامى داشته، مسلما ظالمان و (آلودگان)