تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - ١- در برابر يك ترك اولى!
داشت، در حالى كه شكيبا بود و خدا را سپاس مىگفت، اما يعقوب و خانواده يعقوب، كاملا سير شدند، و هنگام صبح مقدارى از غذاى آنها اضافه مانده بود!.
امام سپس اضافه فرمود: خداوند به يعقوب در همان صبح، وحى فرستاد كه تو اى يعقوب بنده مرا خوار كردى و خشم مرا بر افروختى، و مستوجب تاديب و نزول مجازات بر تو و فرزندانت شدى ... اى يعقوب من دوستانم را زودتر از دشمنانم توبيخ و مجازات مىكنم و اين به خاطر آنست كه به آنها علاقه دارم!" [١] قابل توجه اينكه به دنبال اين حديث مىخوانيم كه ابو حمزه مىگويد از امام سجاد ع پرسيدم يوسف چه موقع آن خواب را ديد؟ امام فرمود:" در همان شب" [٢] از اين حديث به خوبى استفاده مىشود كه يك لغزش كوچك و يا صريحتر يك" ترك اولى" كه گناه و معصيتى هم محسوب نمىشد، (چرا كه حال آن سائل بر يعقوب روشن نبود) از پيامبران و اولياى حق چه بسا سبب مىشود كه خداوند، گوشمالى دردناكى به آنها بدهد، و اين نيست مگر به خاطر اينكه مقام والاى آنان ايجاب مىكند، كه همواره مراقب كوچكترين گفتار و رفتار خود باشند، چرا كه حسنات الأبرار سيئات المقربين (كارهايى كه براى بعضى از نيكان" حسنه" محسوب مىشود براى مقربان درگاه خداوند" سيئه" است).
جايى كه يعقوب آن همه درد و رنج به خاطر بىخبر ماندن از درد دل يك سائل بكشد بايد فكر كرد، كه جامعهاى كه در آن گروهى سير و گروه زيادترى گرسنه باشند چگونه ممكن است مشمول خشم و غضب پروردگار نشوند و چگونه خداوند آنها را مجازات نكند.
[١] و [٢] تفسير برهان جلد ٢ صفحه ٢٤٣ و نور الثقلين جلد ٢ صفحه ٤١١.