تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣ - تفسير دروغ رسوا!
سوزان مىدوند با نهايت تواضع و فروتنى نزد تو مىآيند، اما تو چنان اوج گرفتهاى كه آنها باور نمىكنند برادرشان باشى، آن روز به آنها خواهى گفت، آيا شما نبوديد كه با برادر كوچكتان يوسف چنين و چنان كرديد؟ و در آن روز چقدر شرمسار و پشيمان خواهند شد.
اين وحى الهى به قرينه آيه ٢٢ همين سوره وحى نبوت نبود بلكه الهامى بود به قلب يوسف براى اينكه بداند تنها نيست و حافظ و نگاهبانى دارد، اين وحى نور اميد بر قلب يوسف پاشيد و ظلمات ياس و نوميدى را از روح و جان او بيرون كرد.
طرحى كه براى رسيدن اين هدف ريختند اين بود، كه درست از همان راهى كه پدر از آن بيم داشت و پيش بينى مىكرد وارد شوند، و ادعا كنند يوسف را گرگ خورده، و دلائل قلابى براى آن بسازند.
قرآن مىگويد:" شب هنگام برادران گريهكنان به سراغ پدر رفتند" (وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ).
گريه دروغين و قلابى، و اين نشان مىدهد كه گريه قلابى هم ممكن است و نمىتوان تنها فريب چشم گريان را خورد!.