گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥ - انواع آزمايش
في بِلادِكُم أفْسَدَ دِينَكُم وَأضَرَّ بآلِهَتِكُمْ». [١]
دومين آزمايش ابراهيم عليه السلام زمانى بود كه به دوران پيرى رسيد و چون همسرش سارا عقيم بود، به پيشنهاد سارا با كنيز او هاجر ازدواج كرد و خداوند اسماعيل را به او داد. در اين زمان مأمور شد تا اسماعيل و هاجر را از فلسطين به حجاز ببرد. زمانى كه اسماعيل به نوجوانى رسيد، آزمايش ابراهيم عليه السلام شروع شد و خداوند از او خواست كه فرزندش را قربانى كند و ابراهيم عليه السلام اسماعيل عليه السلام را به قربانگاه برد واز امتحان سربلند بيرون آمد و در نتيجه از مرتبه نبوّت كه ابلاغ احكام است، به مقام امامت كه اجراى احكام است، رسيد. « «إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً»؛ من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم». [٢]
بعضى از مفسّران در توضيح اين آيه گفتهاند:
«بَذَلَ نَفْسَهُ لِلنِّيرانِ، وَقَلْبَهُ للرَّحمانِ وَوَلَدَهُ لِلْقُربانِ ومَالَهُ للإخْوانِ
؛ ابراهيم در راه خدا تن را به آتش و قلب را به خدا، و فرزند را به قربانى، و اموال را به برادران و ياران سپرد». [٣]
قرآن در جاى ديگر درباره حضرت سليمان عليه السلام مىفرمايد: « «فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِى أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ»؛ و هنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را به جاى آوردم يا كفران مىكنم؟!». [٤]
مطابق حديث مورد بحث عقل مردان با سه چيز آزمايش مىشود:
اوّل: مال است؛ كسى كه به خاطر مال، ايمان و تقوايش را از دست مىدهد، در واقع شخصيّت خود را از دست داده و در اين امتحان مردود است؛ چرا كه مال ابزار است و هدف نيست.
[١] تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٤٥٣.
[٢] بقره، آيه ١٢٤.
[٣] تفسير نمونه، ج ٢٢، ص ٥٤٩.
[٤] نمل، آيه ٤٠.