زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - بخش ششم داستان غصب فدك و بهانههاى غاصبان و پاسخهاى كوبنده آن
فَدُونَكَها مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً، تَلْقاكَ يَوْمَ حَشْرِكَ، فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللهُ، وَالزَّعِيمُ مُحَمَّد (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، وَ الْمَوْعِدُ الْقِيامَةُ، وَ عِنْدَ السّاعَةِ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ لا يَنْفَعُكُمْ اذْ تَنْدَمُونَ،
(وَ لِّكُلِّ نَبَإ مُسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ) [١] (مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ) [٢])؛
ترجمه:
آرى، شما ناقه خلافت را در اختيار گرفتيد، حتى اين اندازه صبر نكرديد كه رام گردد، و تسليمتان شود، ناگهان آتش فتنهها را برافروختيد، و شعلههاى آن را به هيجان درآورديد و نداى شيطان اغواگر را اجابت نموديد، و به خاموش ساختن انوار تابان آيين حق و از ميان بردن سنّتهاى پيامبر پاك الهى پرداختيد. به بهانه گرفتن كف- از روى شير- آن را به كلى تا ته مخفيانه نوشيديد.
ظاهراً سنگ ديگران را به سينه مىزديد اما باطناً در تقويت كار خود بوديد.
براى منزوى ساختن خاندان و فرزندان او به كمين نشستيد، ما نيز چارهاى جز شكيبايى نديديم، همچون كسى كه خنجر بر گلوى او و نوك نيزه بر دل او نشسته باشد!
عجب اينكه شما چنين مىپنداريد كه خداوند ارثى براى ما قرار
[١]. انعام، آيه ٦٧.
[٢]. هود، آيه ٣٩.