زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - بخش ششم داستان غصب فدك و بهانههاى غاصبان و پاسخهاى كوبنده آن
نداده- و ما از
پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) ارث نمىبريم!-.
آيا از حكم جاهليّت پيروى مىكنيد؟ چه كسى حكمش از خدا بهتر است براى آنها كه اهل يقينند؟
آيا شما اين مسائل را نمىدانيد؟ آرى مىدانيد، و همچون آفتاب براى شما روشن است كه من دختر اويم.
شما اى مسلمانان! آيا بايد ارث من به زور گرفته شود؛ اى فرزند ابىقحافه! به من پاسخ ده! آيا در قرآن است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارثى نبرم؟ چه سخن ناروايى!
آيا عمداً كتاب خدا را ترك گفتيد و پشتِ سر افكنديد؟ در حالى كه مىفرمايد: «و سليمان وارث داود شد».
و در داستان يحيى بن زكريا مىگويد: « (خداوندا!) تو از نزد خود جانشينى به من ببخش كه وارث من و دودمان يعقوب باشد».
و نيز مىفرمايد: «و خويشاوندان نسبت به يكديگر در احكامى كه خدا مقرّر (از ديگران) سزاوارترند».
و نيز مىگويد: «خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه سهم (ميراث) پسر به اندازه سهم دو دختر باشد».
و نيز فرموده: « (اگر كسى مالى از خود بگذارد) براى پدر و مادر و نزديكان بطور شايسته وصيت كند، اين حقى است بر پرهيزكاران».
شما چنين پنداشتيد كه من هيچ بهره و ارثى از پدرم ندارم؟ و