زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - ٤- يك محاكمه تاريخى
من از اهل بهشتم! (اگر اين را قبول داريد پس چگونه شهادتم را رد مىكنيد؟!). [١]
٥- از همه اينها گذشته علم حاكم هنگامى كه از قرائن مختلف (قرائن حسى يا شبيه حس) حاصل گردد براى داورى كفايت مىكند، آيا مسأله تصرف و يد از يكسو، و شهادت اين شهود كه هر يكبه تنهايى شهادتشان براى اثبات حق كافى بود از سوى ديگر، ايجاد علم و يقين نمىكند؟
٦- حديث عدم ارث گذاردن پيامبران به شكل ديگر و به معناى ديگر است، نه آنگونه كه غاصبان فدك نقل كرده يا تفسير نمودهاند، زيرا در منابع ديگر حديث چنين نقل شده:
«انَّ الْانْبِياءَ لَمْ يُوَرِّثُوا ديناراً وَ لا دِرْهَماً وَ لكِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ فَمَنْ اخَذَ مِنْهُ اخَذَ بِحَظٍّ وافِر
؛ [٢] پيامبران درهم و دينارى از خود به يادگار نگذارند، بلكه ميراث پيامبر علم و دانش بود، هر كس از علم و دانش آنها سهم بيشترى بگيرد ارث بيشترى را برده است».
اين ناظر به ميراث معنوى پيامبران است و هيچگونه ارتباطى با ارث اموال آنها ندارد، اين همان است كه در روايات ديگر آمده:
«الْعُلَماءُ وَرَثَةُ الْانْبِياءِ
؛ دانشمندان وارثان پيامبرانند».
[١]. همان مدرك.
[٢]. كلينى، كافى، جلد ١، صفحه ٣٤.