زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - بانوى بهشتى
احد آمد خون از صورت مبارك پدر شست، على (عليه السلام) با سپر آب مىآورد و فاطمه صورت پدر را شستشو مىداد، ولى خون پيوسته فزونتر مىشد، ناچار قطعه حصيرى را سوزاند و خاكستر آن را روى زخم قرار داد و مانع خونريزى شد. [١]
٣- ابونعيم اصفهانى در «حلية الاولياء» نقل مىكند كه: پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله) از يكى از غزوات باز مىگشت، به مسجد آمد و دو ركعت نماز خواند، و هميشه دوست داشت چنين برنامهاى را عمل كند، سپس به خانه فاطمه (عليها السلام) آمد، و قبل از ديدار با همسرانش با او ديدار كرد، فاطمه (عليها السلام) به استقبال پدر شتافت، و پيوسته صورت و چشمهاى پدر را مىبوسيد و گريه مىكرد.
پيغمبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: چرا گريه مىكنى؟
عرض كرد: مىبينم رنگ و رويت دگرگون شده!
فرمود: اى فاطمه! (غم مخور) خداوند پدرت را به كارى مبعوث كرده كه هيچ خانهاى و خيمهاى در روى زمين باقى نخواهد ماند مگر اينكه عزّت (اسلام) يا ذلّت (شكست و خوارى) در آن وارد خواهد شد، و اين دعوت تا آنجا كه تاريكى شب پيش مىرود پيش خواهد رفت (و سياهىها را در هم خواهد شكست، و با وجود آن تحمل مشكل آسان است). [٢]
٤- در ماجراى جنگ خندق نيز آمده است: هنگامى كه رسول
[١]. همان مدرك.
[٢]. حلية الاولياء، جلد ٢، صفحه ٣٠.