زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - ثمره شوم انتخاب نادرست
«تَلَقَّفُوها يا بَنِي امَيَّةَ تَلَقُّفَ الْكُرَةِ فَوَالَّذِي يَحْلِفُ بِهِ ابُوسُفْيانُ ما مِنْ جَنَّة و لا نار؛
گوى خلافت را از ميدان برباييد اى بنىاميّه، سوگند به چيزى كه ابوسفيان هنوز به آن وفادار است و سوگند ياد مىكند، نه بهشتى در كار است و نه دوزخى!».
چه انتظارى مىتوان داشت.
لذا معاويه فرزند همين ابوسفيان نيز مىگفت:
«ما قاتَلْتُكُمْ لِتُصَلُّوا وَ لا لِتَصُومُوا ... بَلْ قاتَلْتُكُمْ لِاتَأَمَّرَ عَلَيْكُمْ».
من با شما پيكار نكردم كه نماز بخوانيد يا روزه بگيريد ... من فقط براى اين پيكار كردم كه بر شما حكومت كنم!
و از همه بدتر داستانى است كه ابن ابى الحديد عالم معروف اهل سنّت از زبير بن بكار نقل مىكند و آن را عنوان سندى بر عدم اعتقاد معاويه به نبوّت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) از سوى جمعى از دانشمندان (اهل سنّت) مىشمرد. او مىگويد:
فرزند مغيرة بن شعبه نقل مىكند كه: با پدرم نزد معاويه رفتم، و پدرم غالباً نزد او مىرفت و هنگام بازگشت از عقل و هوش معاويه مىگفت، ناگهان شبى آمد و از غذا خوردن امتناع كرد، و بسيار اندوهگين بود، من فكر كردم حادثهاى روى داده، از علت آن پرسيدم، گفت: فرزندم! من از نزد كسى آمدم كه از همه بىايمانتر و آلودهتر است!
گفتم: چه مىگويى؟