زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - فاطمه (عليها السلام) در كنار پدر
حساس و بحرانى هجرت با خوابيدن در بستر پيامبر (صلى الله عليه وآله) امتحان ايثار و فداكارى خود را داد و بدن خويش را در معرض شمشيرهاى دشمن گذارد، فاطمه (عليها السلام) نيز بدون جزع و بىتابى آمادگى خود را براى پذيرش اين رسالت جديد اعلام داشت.
ولى دوران جدايى او نمىتوانست زياد طولانى باشد، و بايد در كنار پدر همچنان بماند. و در محيط مدينه همچون مكه به دفاع خود ادامه دهد، و گرد و غبار اندوه و حوادث سخت را از قلب نورانى پدر بشويد، لذا بعد از چند روز به اتفاق چند نفر از همسران پيامبر (صلى الله عليه وآله) به همراهى اميرمؤمنان على (عليه السلام) به مدينه آمد.
فاطمه نه تنها در روزهاى عادى- هر چند پيامبر (صلى الله عليه وآله) روز عادى نداشت- بلكه در روزهاى جنگ و طوفانى نيز همچون يك مرد شجاع در شعاعى كه مأموريت داشت، از پيامبر (صلى الله عليه وآله) دفاع مىكرد.
هنگامى كه جنگ «احد» پايان گرفت و تازه لشكر دشمن صحنه را ترك گفته بود و پيامبر (صلى الله عليه وآله) با دندان شكسته و پيشانى مجروح هنوز در ميدان احد بود، فاطمه (عليها السلام) با سرعت به «احد» آمد و با اينكه هنوز نوجوان كم سن و سالى بود فاصله ميان «مدينه» و «احد» را با پاى پياده و با شوق زياد طى كرد، صورت پدر را با آب شستشو داد، خون را از چهرهاش زدود، اما زخم پيشانى همچنان خونريزى مىكرد.
قطعه حصيرى را سوزاند، و خاكستر آن را بر جاى زخم ريخت و مانع خونريزى شد، و عجيبتر اين كه براى جنگى كه در روز بعد اتفاق مىافتاد،