زهرا(ع) برترين بانوى جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - فاطمه (عليها السلام) در كنار پدر
بيرون نيز فاطمه (عليها السلام) در فكر دفاع و نجات پدر بود.
در يكى از همان سالها، ابوجهل مشتى از اراذل مكه را تحريك كرد كه به هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) در مسجدالحرام به سجده رفته بود، شكمبه گوسفندى را بياورند و بر سر حضرت بيفكنند، هنگامى كه اين عمل انجام شد ابوجهل واطرافيانش صدا به خنده بلند كردند و پيامبر (صلى الله عليه وآله) را به باد مسخره گرفتند.
بعضى از ياران، منظره را ديدند اما دشمن بىرحم چنان آماده بود كه توانايى بر دفاع نداشتند.
اين خبر به گوش دختر كوچكش فاطمه (عليها السلام) رسيد به سرعت به مسجدالحرام آمد و آن را برداشت و با شجاعت مخصوص خودش ابوجهل و يارانش را با شمشير زبان مجازات كرد، و به آنها نفرين فرمود. [١]
آرى، در آنجا كه گاهى مردان دلاور جرأت دفاع از پيامبر (صلى الله عليه وآله) را نداشتند، اين دختر شجاع و خردسال حضور داشت و به دفاع از آن حضرت مىپرداخت.
اين دوران هر چه بود، سپرى شد. پيامبر (صلى الله عليه وآله) عازم هجرت به مدينه گشت. فاطمه (عليها السلام) بايد موقتاً از پدر جدا شود و در خانه تنها بماند، تا زمانى كه اجازه هجرت به او داده شود، در حالى كه هشت سال بيشتر از سن مباركش نمىگذاشت. ولى همانگونه كه اميرمؤمنان على (عليه السلام) در لحظات
[١]. صحيح بخارى، جلد ٥، صفحه ٨.