حكمت نامه بسيج - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩ - حديث
٣٤٦. امام باقر عليه السلام: با بازگشت (توبه) راستين، خود را در معرض رحمت و بخشش خدا قرار ده و براى بازگشت راستين، از دعاى خالصانه و مناجات در دل تاريكيها كمك بگير.
٣٤٧. امام صادق عليه السلام: از جمله رازگويىهاى خداوند عز و جل با موسى بن عمران عليه السلامآن بود كه به او فرمود: «اى پور عمران! دروغ مىگويد آنكه مىپندارد دوستم مىدارد و چون شب درآيد، از من غفلت كند و بخوابد. مگر هر دوستدارى، خلوت با محبوبش را دوست ندارد؟
اى پور عمران! اينك اين منم كه بر دوستانم آگاهم و چون شب، آنان را فرو پوشد، ديده دلشان بگردد و كيفرم پيش چشمانشان پديدار شود و چنان با من سخن مىگويند كه گويى مرا مىبينند و چنان مرا مخاطب مىسازند كه گويى در حضورم هستند. اى فرزند عمران! از قلبت شكستگى، از تنت افتادگى و از چشمانت اشكها را در تاريكى شب، نثار من كن و مرا بخوان كه مرا نزديك و اجابتكننده خواهى يافت.
٣٤٨. امام صادق عليه السلام: روزى پيامبر خدا نماز صبح را با مردم خواند. بعد از نماز، چشمش به جوانى در مسجد افتاد كه چرت مىزد و سرش پايين مىافتاد، رنگى زرد و بدنى نحيف و چشمانى گود افتاده داشت. پيامبر خدا به او فرمود: «فلانى! حالت چهطور است؟». گفت: اى پيامبر خدا! من به يقين رسيدهام.
پيامبر خدا از گفته او تعجّب كرد و فرمود: «هر يقينى را حقيقتى است. حقيقت يقين تو چيست؟».
گفت: اى پيامبر خدا! يقين من بهراستى اندوه به جانم افكنده و شبم را به شب زندهدارى (و عبادت) و روزهاى گرمم را به تشنگى كشيدن (و روزهدارى) كشانده است و جانِ من به دنيا و آنچه در آن است، بىرغبت شده، تا آنجا كه گويى عرش پروردگارم را مىبينم كه براى رسيدگى به حساب، بر پا شده و مردم براى حساب، گرد آمدهاند و من نيز در ميان آنها هستم ...
پيامبر خدا به ياران خود فرمود: «اين، بندهاى است كه خداوند، دلش را به نور ايمان روشن ساخته است».
سپس به او فرمود: «بر اين حال خود، پايدار باش».
جوان گفت: اى پيامبر خدا! دعا كن خداوند شهادت در ركاب تو را روزى من فرمايد.
پيامبر خدا براى او دعا كرد. مدّتى نگذشت كه در جنگى همراه پيامبر خدا بيرون رفت وبعد از نه نفر به شهادت رسيد و دهمين شهيد بود.