كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣
خدا ، آن را (خطرناك ترين مانع) [١] محبّت خدا ناميده ايم . بر اساس نصوص اين باب ، محبّت خدا به هيچ وجه قابل جمع با محبّت دنيا نيست و تا ذرّه اى از غبار اين محبّت بر آينه دل نشسته باشد ، معرفت و محبّت حقيقى خدا براى انسان ، امكان پذير نيست . در اين جا اين سؤال پيش مى آيد كه : دنيا چيست؟ و چرا محبّت آن ، با محبّت خدا قابل جمع نيست ؟ دنيا در فرهنگ نصوص اسلامى عبارت است از هدف قرار دادن امكانات و لذايذ مادّى و دنيوى . اگر برخوردارى از لذايذ مادّى و دنيوى ، مقدمه معنويت و آخرت و رسيدن به قرب الهى باشد ، در فرهنگ اسلام ، دنيا محسوب نمى شود . لذا نه تنها مانع براى محبّت خدا نيست؛ بلكه مقدمه آن است . امّا اگر كاميابى هاى مادّى هدف قرار گرفت ، خطرناك ترين آفات معنويت و محبّت است : «مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِى جَوْفِهِى؛ خداوند در درون يك فرد دو دل قرار نداده است» [٢] . دلى كه ظرف محبّت دنيا و لبريز از تاريكى هاى معنوى است ، چگونه مى تواند عرش رحمان باشد و نور آسمان ها و زمين را در خود جاى دهد ؟ لذا امام العارفين مى فرمايد :
كَما أنَّ الشَّمسَ وَاللَّيلَ لا يَجتَمِعانِ كَذلِكَ حُبُّ اللّه ِ وحُبُّ الدُّنيا لا يَجتَمِعانِ. [٣]
[١] ر. ك: ص ١٤٩ .[٢] سوره احزاب، آيه ٤.[٣] ر. ك: دوستى در قرآن و حديث ، ص ٤١١ ح ١١٨٦.