كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٧
ياد خدا ، لذّت دوستداران [ خدا ] است .
بارالها ! تو براى دوستانت همدم ترين همدمانى و براى توكّل كنندگان به تو ، از همه كاردان ترى. بر نهانى هايشان بينايى ، و از درون هايشانْ باخبر ، و از حدّ بينش آنانْ آگاه . رازهايشان بر تو آشكار است و دل هايشان شيفته تو . اگر غربت به وحشتشان اندازد ، ياد تو آرامشان مى سازد و اگر مصيبت ها بر آنان فرو بارد ، به سوى تو پناه آورند ؛ زيرا مى دانند كه سررشته كارها به دست توست و خاستگاهشانْ قضاى توست .
اين تويى كه اغيار را از دل هاى دوستانت زدودى ... و چون عالَم ها آن را وحشت زده كند ، تو همدم آنانى .
بارالها ! ... از هر لذّتى جز ياد تو ، از هر آسايشى جز همدمى تو ، از هر شادمانى اى جز نزديكى به تو ، و از هر كارى جز فرمانبرى ات، از تو آمرزش مى خواهم .
اى آن كه با رازگويى طولانى اش، همدم عارفان گشت و لباس دوستى اش را بر تن ترسيدگان پوشاند !