كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣
د ـ دوستى در راه خدا
مردى راهىِ ديدار برادر [و دوست] خود در روستايى شد . خداوند ، فرشته اى سرِ راه او قرار داد . چون آن مرد پيش آمد ، فرشته از او پرسيد : «به كجا مى روى ؟». پاسخ داد : «به ديدار برادرى كه در اين روستا دارم ، مى روم» . پرسيد : «آيا نعمتى نزد او دارى كه براى رسيدنِ به آن، نزدش مى روى؟». پاسخ داد : «نه ، جز اين كه او را در راه خداوند ـ عزّ وجلّ ـ دوست مى دارم» . فرشته گفت: «من نيز پيام آور خدا به سويت هستم كه خداوند، تو را دوست دارد ، همان گونه كه تو در راهش دوستى مى ورزى» .
خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد : «دوست داشتن آنان كه به خاطر من يكديگر را دوست مى دارند ، به خاطر من با يكديگر همنشينى مى كنند ، به خاطر من به ديدار يكديگر مى روند و به خاطر من به يكديگر مى بخشند، بر من واجب است» .
ه ـ دشمنى در راه خدا
عيسى بن مريم به حواريان خود فرمود : «با خداوند ، دوستى كنيد و به او نزديك شويد» . گفتند : «اى روح خدا ! با چه به خدا نزديك شويم و با او دوستى كنيم ؟» . فرمود : «با دشمنى با معصيت كاران . خشنودى خدا را با ناخشنودى آنان به دست آوريد» .