كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨
بهترين آموزگار محبّت
حركت در اين راه ، نياز به تعليم ، تربيت ، آموزش و آموزگار دارد و بهترين و بزرگ ترين آموزگارِ مهر و محبّت ، مهربان ترين مهربانان ، آفريدگار جهان است . او كه سخن خود را با انسان در قرآن با نام «رحيم» و «رحمان» آغاز مى كند (اشاره به اين كه او نه تنها «رحيم» است و به اهلِ ايمان و انسان هاى شايسته ، سخت مهر مى ورزد ، بلكه «رحمان» نيز هست) . او همه را دوست دارد و خوب و بد ، از رحمت و محبّت عامّه او بهره مى گيرند كه : «وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْ ءٍ» [١] اديم زمين ، سفره عام او استچه دشمن بر اين خوان يغما ، چه دوست [٢]
وَأشعِر قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ ، وَالمَحَبَّةَ لَهُم ، وَاللُّطفَ بِهِم ، وَلا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبُعا زارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم ، فَإِنَّهُم صِنفانِ : إمّا أخٌ لَكَ فِى الدّينِ ، وَإمّا نَظيرٌ لَكَ فِى الخَلقِ؛ [٣]
احساس رحمت ، محبّت و لطفِ به شهروندان را بر دلت بپوشان و بر آنان ، درنده اى آسيب رسان مباش كه خوردن
[١] اعراف ، ١٥٦ .[٢] بوستان سعدى : ديباچه بوستان .[٣] نهج البلاغة ، نامه ٥٣ .