كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣
سرورم ! من گرسنه دوستى توام و سير نمى شوم . من تشنه دوستى توام و سيراب نمى شوم . آه ، چه اشتياقى دارم به آن كه مرا مى بيند و من او را نمى بينم ! اى محبوبِ آن كه او را دوست بدارد ! اى روشنى چشم آن كه به او پناه ببرد و يكسره به او بپيوندد ! تو تنهايى و بى كسىِ مرا در ميان آدميزادگان مى بينى . پس بر محمّد و آل محمّد ، درود بفرست و مرا بيامرز و وحشتم را به انس بدل كن ، و به تنهايى و غربتم ، رحم نما .
ـ : سلام بر دعوتگران به سوى خدا و راهنمايان به سوى خشنودى خدا ! آنان كه به فرمان خدا پايدارند و در دوستى خدا ، به كمال رسيده اند .
١ / ٣
پرستش دوستداران
مردم ، خداوند ـ عزّ وجلّ ـ را سه گونه مى پرستند : طبقه اى خدا را به اميد پاداشش مى پرستند كه اين ، پرستش آزمندان است و [انگيزه ]آن ، آزمندى است . ديگرانى ، خدا را از ترس دوزخ مى پرستند كه اين ، پرستش بندگان است و [ انگيزه ] آن ، ترس. ليكن من ، خداوند ـ عزّ وجلّ ـ را از سرِ دوستى اش مى پرستم كه اين ، پرستش بزرگواران است و اينگونه عبادت [ سبب ] ايمنى است ؛ چون كه خداوند ـ عزّ وجلّ ـ مى فرمايد : «آنان در آن روز ، از هراسْ ايمن اند» . و نيز به سبب اين گفته خداى ـ عزّ وجلّ ـ : «بگو : اگر خدا را دوست مى داريد، از من پيروى كنيد تا دوستتان بدارد و گناهان شما را بيامرزد» . پس هركه خدا را دوست بدارد، خداوند ـ عزّ وجلّ ـ ، دوستش خواهد داشت ، و هركه خداوند ـ عزّ وجلّ ـ دوستش بدارد ، از آن افرادِ ايمن ، به شمار خواهد رفت .