كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٦
به مقام «فناء فى اللّه » مى رسد ، و در اين حال ، ديگر از خود اراده اى ندارد ؛ چشمش آن را مى بيند كه خدا مى خواهد؛ زبانش آن را مى گويد كه او دوست دارد؛ همچنين ساير اعضا و جوارح او بر مبناى خواست خدا عمل مى كند و مهم تر آن كه انديشه اش آن گونه درك مى كند كه خداوند متعال ، اراده فرموده است . [١] انسان در اين موقعيت ، صبغه خليفه خدا مى يابد ؛ مَثَل خدا مى شود و آنچه بخواهد انجام دهد ، با درخواست از خدا و به اذن او امكان پذير است . بار خدايا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و ما را اُنس گيرنده با خودت و گريزان از غير ، بهره مند از يادت و علاقه مند به ديدارت قرار ده ! بار خدايا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و در هنگامه غفلت ، با يادت آگاهم ساز و در فرصت ها ، به طاعت و بندگى مشغولم دار و راهى آسان به سوى دوستى ات فرارويم بگشا و بدين گونه ، خير دنيا و آخرت را برايم كامل كن ! از ما بپذير ، اى تبديل كننده بدى ها به خوبى ها ! اى مهربان ترينِ مهربانان !
[١] ر . ك : كيمياى محبّت فصل سوم : ص ١٧١ (انسانى كه كار خدايى مى كند) .[٢] ر . ك : دوستى در قرآن و حديث ، ص ٤٧١ (استجابت دعاها) .[٣] ر . ك : دوستى در قرآن و حديث ، ص ٤٠١ (معناى دوستى خدا) .