كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٤
است ، محبّت او نيرويى است كه همواره انسان را از بركات بالاترين درجات توحيد، برخوردار مى سازد . به فرموده برخى از اهل معرفت: اگر در توحيدْ مستغرق باشى،هرلحظه از عنايت هاى خاصّ حق تعالى بهره مند مى شوى كه در لحظه قبل ، برخوردار نبوده اى ، عنايت هاى حق ، هردمْ تازگى خواهد داشت . {-١-}
ب ـ جانشينى خدا
فلسفه خلقت انسان ، جانشينى و خلافت خداست ، همان طور كه خداوند سبحان مى فرمايد : «وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـئكَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً؛ و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين جانشينى خواهم گذاشت» [٢] ، خليفه خدا بايد بتواند كار او را انجام دهد و در اين باره گفته شده : العُبودِيَّةُ جَوهَرَةٌ كُنهُهَا الرُّبوبِيَّةُ. [٣] بندگى حقيقتى است كه خمير مايه آن ربوبيت است. و در حديث قدسى آمده است :
عَبدي أطِعنِي حَتّى أجعَلَكَ مِثلي. [٤]
بنده ام پيروى ام كن تا تو را چون خود سازم.
إنَّ اللّه َ تَعالى يَقولُ في بَعضِ كُتُبِهِ : يَا ابنَ آدَمَ! أنَا حَيٌّ لا أموتُ ،
[١] ر . ك : كيمياى محبّت ، فصل دوم ص ١٤٣ .[٢] سوره بقره ، آيه ٣٠ .[٣] مصباح الشريعة ، ص ٥٣٦ .[٤] بحار الانوار ، ج ١٠٥ ص ١٦٥ در حاشيه .