كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧١
دشمن ترين خلقِ خدا نزد خدا ، كسى است كه دانش را به صورت پراكنده از جاهلانى شب كور و اوباشى فتنه جو ، گرد آورده است . در نتيجه ، نسبت به هدايتى كه از سوى پروردگارش برايش آمده ، كور است و از سنّت پيامبرش گمراه است و مى پندارد كه حق ، همان است كه در نوشته هاى او موجود است .
دو تن هستند كه از دشمن ترينِ خلق نزد خدايند : آن كه خداوند ، او را به خود وا گذاشته است و در نتيجه ، از راه راست منحرف شده ، شيفته سخنى بدعت آميز گشته و دلبسته روزه و نماز شده است . پس او مايه فتنه فريب خوردگان است و از راه هدايت پيشينيان خود ، گمراه گشته و گمراه كننده كسى است كه در زمان حياتش و پس از مرگش از او پيروى كند و باركشِ گناهان ديگران و در گروِ گناه خود است. و ديگرى آن كه جهلى از مردمان جاهل ، گرد آورده و راهىِ تاريكى هاى فتنه است . مردم نمايان ، او را عالم ناميده اند ، حال آن كه حتّى يك روز نيز در فضاى علم ، به سلامتْ نزيسته است .
از دشمن ترينِ مردم نزد خداوند متعال ، بنده اى است كه خداوند او را به خود وا نهاده و او از راه راست،منحرف شده است و بى راهنما پيش مى رود . اگر براى كِشتِ دنيا خوانده شود ، دست به كار مى شود و اگر براى كِشتِ آخرت خوانده شود ، تنبلى مى كند . گويى آنچه انجام داده ، بر او واجب است و آنچه در آن سستى كرده ، از او برداشته شده است .