كيمياي عشق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٤
محبّت خدا ، صفتى از صفات فعل اوست و احسانِ ويژه اى است كه شايسته بندگان است . امّا محبّت بنده نسبت به خدا ، حالتى است كه در قلب بنده پديدار مى شود كه بر اثر آن ، بزرگداشتِ خداوند و مقدّم شمردن رضاى او و انس گرفتن به يادش ، حاصل مى گردد . [١] انصاف اين است كه براى تبيين معناى محبّت آفريدگار به آفريده ، بايد ديد كه : مقصود از محبّت آفريده به آفريدگار چيست ؟ «فَإِنَّ اللّه َ سُبحَانَه يُنزِلُ العَبدَ مِنهُ حَيثُ أنزَلَهُ مِن نَفسِهِ؛ خداوند بنده را نسبت به خود ، در جايگاهى قرار مى دهد كه وى ، خدا را بدان گونه در جان خويش قرار دهد» . [٢] محبّتِ دسته اى از اهل ايمان نسبت خداوند متعال ، به معناى اطاعت از او و ترك نافرمانى اوست. اينان ، در واقع از نعمت محبّت او برخوردار نيستند . عبادات آنها بر مبناى محبّت نيست؛ بلكه بر اساس خوف و خشيت است . [٣] محبّت خداوند متعال نسبت به اين طايفه نيز به معناى توفيق كارهاى نيك در دنيا و پاداش بهشت در آخرت است . امّا در ميان بندگان خدا كسانى هستند كه هر چند اندكْ شمارند ، حقيقتا خدا را دوست دارند . اطاعت آنها از خدا از ترس دوزخ و يا طمع بهشت نيست ؛ بلكه به دليل عشق و علاقه آنها به خداست . . بنگريد به : ص ٥٣ (پرستش دوستداران) .
[١] مجمع البحرين : ج ١ ، ص ٣٤٨ .[٢] بنگريد به : ص ١٩٣ (معيار جايگاه بنده نزد خدا) .